جلال جلالى زاده

242

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

شود و به هريك از كسانى كه خود بخواهد نسبت داده مىشود . اگر معترض اعتراض بكند ، داورى در نسب داورى بدون دليل است . در پاسخ اعتراض او گفته مىشود داورى قيافه شناس نيز داورى بدون دليل است . قلب حكم مطلوب : هدف از آن تصحيح مذهب معترض همراه با ابطال مذهب مستدل به‌طور صريح يا ضمنى است . مثال صريح : شافعى در استدلال بر بطلان بيع فضولى مىگويد : عقدى است بدون ولايت و نيابت در حق ديگرى پس درست نيست و مانند اين است كه مالى را بدون اذن ديگرى براى او بخرد . حنفى در مقام اعتراض مىگويد : اين عقدى است در حق ديگرى بدون ولايت و صحيح است ، همان‌گونه كه اگر چيزى را بدون اجازه براى او بخرد ، طبق اجماع در حق عاقد درست است . در اين‌جا مذهب شافعى را به صراحت باطل مىكند و مذهب معترض را صحيح مىداند . مثال ضمنى : مانند اين‌كه حنفى در مقام استدلال بگويد : اعتكاف ، توقف محض است و به تنهايى عبادت نيست و مانند توقف در عرفات است . قصد او از اين سخن آن است كه روزه را شرط اعتكاف مىداند ؛ زيرا توقف در عرفه با ملحق شدن عبادت ديگرى مانند احرام ، عبادت است و همين‌طور اعتكاف با ملحق‌كردن عبادت ديگرى كه روزه است ، عبادت شمرده مىشود . شافعى به عنوان معترض مىگويد : اعتكاف ، توقف محض است و روزه گرفتن شرط صحت آن نيست ، مانند توقف در عرفات كه روزه گرفتن در آن شرط نيست . در اين مثال به‌طور ضمنى مذهب مستدل باطل شده است ؛ زيرا مادامى كه روزه گرفتن براى توقف در عرفات شرط نيست در اعتكاف نيز شرط نيست ؛ چون هريك از آن‌ها توقف محض است و در هيچ‌يك از آن‌ها شرط نيست . قلب دعوى : يكى ديگر از اقسام قلب است . مراد از آن قلب و برگردانيدن قضيه با صورت‌هاى مختلف با اضمار دليل در آن يا با عدم اضمار دليل است . قلب دعوى با اضمار دليل در آن ، مانند « هرموجودى قابل رؤيت است » در